مریم رجوی: قیام ایران، آغاز دوران پیشروی
29/10/1396
گزیده سخنرانی خانم مریم رجوی
در کنفرانسی تحت عنوان «تغییر رژیم در ایران -به پیش با هزار اشرف»
……. قیامی که از ۷ دی آغاز شد، با سرعتی خیرهکننده، ۱۴۲ شهر ایران را فرا گرفت. این قیام نشان داد که جامعه ایران انباشته از یک نارضایتی انفجاری است. نشان داد رژیم ضعیفتر از آن است که تصور میشد. نشان داد که انبوه پولهایی که پس از برجام به جیب آخوندها سرازیر شد، نتوانست بیثباتی رژیم را مهار کند. و نشان داد که مردم ایران از هر دو جناح رژیم بیزارند و سرنگونی تمامیت نظام را میخواهند.
این قیام برخاسته از سه تغییر بزرگ است.
نخست اینکه دیوار ترس در شهرهای ایران شکاف برداشته است. یک ویژگی جوانان قیامکننده، تهور و شجاعت آنهاست. حالا این آخوندها هستند که از ترس، بهخود میلرزند.
دوم آنکه افسانه قدرتمندی سپاه پاسداران خامنهای، باطل شده است. این نیروی اهریمنی البته جنایتکار است. اما در برابر نیروی آزادیخواهی مردم مات میشود. از اینرو نتوانست از بروز قیام جلوگیری کند. مهمتر این که نتوانست مانع گسترش قیامها شود.
و سوم یک نیروی نوجو، رزمآور، آزادیخواه و برابریطلب، از قلب شهرهای رنجدیده ایران سربرداشت. این جنبش نشان داد که جامعه ایران از درون خود، نیرویی برای سرنگونی ولایت فقیه دارد.
خامنهای در سخنرانی روز ۱۹ دی خود گفت: «این قضایا سازماندهی شده بود». سازمان مجاهدین آن را به اجرا درآورد. او گفت: مجاهدین «از ماهها قبل آماده بودند» و رسانههای مجاهدین برای آن فراخوان داده بودند.
او گفت: در رأس مثلثی که قیام را برانگیخته مجاهدین قرار دارند و دو رأس دیگر را بهقدرتهای خارجی نسبت داد.
اما مثلث حقیقی قیام چیز دیگری است. در مثلث قیام، در یک رأس سازمان مجاهدین قرار دارد. رأس دیگر پوسیدگی رژیم است که دیگر قادر بهادامه حکومت نیست. و رأس دیگر نارضایتی انفجاری مردمی است که دیگر این رژیم را تحمل نمیکنند.
بله این قیام، تجسم اراده ملت ایران است و از یک پایداری بزرگ تاریخی برای سرنگونی رژیم ولایتفقیه، الهام گرفته است.
قیام ایران بسیاری پندارها و فریبها برای حفظ رژیم را کنار زده است:
– این قیام برخاسته از جدال جناحهای رقیب درون حکومت نیست؛ بهعکس بر تابوت نمایش اصلاحطلبی، میخهای محکم کوبیده است.
– این قیام توطئه قدرتهای خارجی نیست؛ بهعکس سیاست مماشات دولتهای غرب با استبداد دینی را رسوا کرده است.
– این قیام، البته از خشم عمومی علیه غارتگری آخوندها متأثر است؛ و از فقر و بیکاری و فاصله طبقاتی انگیزه گرفته است، اما اعتراضی محدود بهخواستهای معیشتی نیست؛ بلکه خیزشی است برای آزادی و حاکمیت مردم تا رفاه و عدالت اجتماعی را برقرار کند.
– این قیام عصیان کور و ناگهانی گرسنگان نیست. دیدید که در تظاهرات و اجتماعات در شهرهای ایران، حتی یک مورد حمله به مغازهها یا اموال مردم صورت نگرفت. هدف آنها، مراکز سرکوب و چپاول رژیمی است که به ضرب اعدام و دستگیری و شکنجه برسر پا مانده است.
– این قیام علیه استبداد مذهبی و فریب و دروغ تحت نام اسلام است. از این نظر، آغازگر بهار حقیقی ملتهای منطقه برای بهزیر کشیدن بنیادگرایی و بشارتی برای تمام جهان است.
این قیام حرکتی از روی ناامیدی نیست. بهعکس از سرشارترین امیدها برای یک تغییر بنیادی در ایران جوشیده است. آری ظلمت ناباوری و تردید بهپایان خود رسیده است؛ حالا بامداد یقین و ایمان بهپیروزی است.
حرف این قیامها همان است که مسعود گفت: «بهخلیفه ارتجاع میگوییم: ۳۰ سال ولایت و سلطنت مطلقه، با ارتزاق از جنگهای کویت و افغانستان و عراق و ارتزاق از مماشات و القاعده و داعش بس است. حالا دیگر بلند شو والا مردم از تخت ولایت بلندت میکنند و بر زمین میکوبند».
………..
ـ سیاست انکار خواستها و اعتراضهای مردم شکست خورده است. حالا سران رژیم ناچار شدهاند به بخشی از مطالبات مردم اعتراف کنند.
ـ و سرانجام سیاست پردهپوشی و تکذیب ریشههای عمیق مجاهدین در جامعه ایران بهبنبست رسیده است. امروز بالاترین سران رژیم از خامنهای تا روحانی و خاتمی بهنقشآفرینی این جنبش در پیشبرد قیامها و تأثیر آرمان و شعار آن اعتراف میکنند.
در اوج قیامهای سال ۵۷ دیکتاتوری فاسد شاه در برابر پیامهای قیامکنندگان مات شده بود. حالا ولایت فقیه نیز مهمترین سلاحها و سپرهای شیادی خود را از دست داده است.
میخواهم نتیجه بگیرم که از این پس دیگر، نه جامعه ایران بهشرایط قبل از شروع قیام بر میگردد و نه رژیم ولایت فقیه قادر است تعادل قبلی را بهدست بیاورد. به این معنی که هم رویارویی میان مردم ایران و رژیم حاکم شدت میگیرد و هم جنگ جناحهای درونی رژیم عمیقتر خواهد شد.
………..
حضار محترم،
برنامه و خواستهای ما برای ایران فردا، فریاد مشترک قیام آفرینان در شهرهای سراسر ایران است:
برپایی یک جمهوری بر اساس آزادی و دمکراسی و برابری، یک جمهوری بر مبنای جدایی دین دولت، برابری زن و مرد و مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی، خودمختاری ملیتهای گوناگون ایران در چارچوب وحدت کشور، کثرتگرایی، لغو حکم اعدام و برخورداری همگان از فرصتهای برابر اقتصادی.
پس بههموطنان عزیزم، بهویژه قیام آفرینان باید بگویم:
خیزش دلیرانه شما اثبات کرد که هزار کانون شورشی و نبرد،
پاسخ صحیح به شرایط جوشان ایران و آمادگی جامعه برای قیام است.
………. پاسخ ما، برپایی هزار اشرف، یعنی هزار کانون شورشی علیه استبداد مذهبی است. هزار اشرف یعنی توانهای سرکوب شده را احیا کردن، بیشماران پراکنده را گردآوردن و ذهنها و قلبها را از این امید بارور کردن که بهزیر کشیدن دیو ممکن است و میتوان و باید».
شما جوانان قیامآفرین، دختران و پسران دلیرم در سراسر ایران، نشان دادید که زیر فشار یک سرکوب سنگین و ضدبشری میتوان نه یک بار نه ده بار بلکه صدها بار، قیامها را شعلهور کرد.
سرعت شما در گسترش قیامها بر سپاه پاسداران رژیم پیشی گرفت. شجاعت و دلیری شما، نیروی ارعاب رژیم را باطل کرد و عزم و اراده شما، ناباوری و تردیدی را که آخوندها حاکم کردهاند، از میان برد.
