مریم رجوی-مسئولیت زن ایرانی در براندازی رژیم ولایت فقیه
گزیده سخنرانی خانم مریم رجوی به مناسبت روز جهانی زن 28 اسفند1396
…… پیشتازی زنان در قیام ایران
یکی از جنبههای چشمگیر این واقعه، این است که نیروی محوریاش زنان و جواناناند. بیدلیل نیست که نماد این قیام، تصویر دختری است که در میان دودهای گاز اشکآور، مشت خود را بلند کرده است.
یکی از شعارهای قیام این بود که «اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا». این شعار، اولین بار توسط دختران و پسران دانشجوی قیامکننده در تهران داده شد.
شعار مهم دیگر این بود که معترضان خطاب به آخوندها گفتند: بترسید، بترسید، ما همه با هم هستیم. در این ابتکار هم که جلوی زندان اوین صورت گرفت، زنان، فعالانه نقش داشتند.
بله باید آخوندها بترسند که ما همه با هم هستیم.
خامنهای گفته است: برابری جنسی زن و مرد ازجمله حرفهای کاملاً غلط غرب است. و زنان ایران پاسخ قاطعی به او دادند. زن شجاعی درست در یک متری پاسداران و مأموران امنیتی ایستاد. و چشم در چشم آنها با همه وجود فریاد کشید: مرگ بر خامنهای. نام این زن را نمیدانیم؛ اما در آن لحظه که فریاد کشید، نامش ایران بود.
درباره نقش زنان در قیام، معاون سیاسی سپاه پاسداران تصویر نسبتاًً روشنی ارائه کرده است. او گفت: در دهه۶۰ آنهایی که اعتراضات خیابانی سازمان مجاهدین را رهبری میکردند، بیشتر خانمها بودند و اکنون نیز حلقه اصلی تحریک و شروع، خانمها بودند ……
حق زن ایرانی در براندازی رژیم ولایت فقیه
زنان به خیابانها نیامدهاند که چیزی از رژیم بخواهند؛ بلکه آمدهاند که رژیم آخوندی را از میان بردارند. زنان به قیام برنخاستهاند که فقط آزادی خود را مطالبه کنند. قیام کردهاند که تمام ایران را آزاد کنند.
این واقعیت، موضوع دومین بخش صحبتهای من است.
در دههی ۱۷۹۰، در انقلاب کبیر فرانسه، المپدوگوژ بر اساس اعلامیه حقوقبشر فرانسه، اعلامیه حقوق زنان را صادر کرد. او در همان زمان اعلام کرد: «وقتی زن حق دارد اعدام شود پس باید حق داشته باشد که پشت تریبون قرار بگیرد».
ما هم به آخوندها میگوییم وقتی که دهها هزار زن ایرانی را شکنجه و اعدام کردهاید، وقتی که ابتداییترین حقوق او را گرفتهاید، پس زن ایرانی حق دارد رژیم ولایت فقیه را سرنگون کند. و قطعاً این حق را به کرسی خواهد نشاند.
براندازی، حق زن ایرانی است و درعینحال، یگانه راه او برای آزادی و برابری. به گواهی تجربه ۳۹سال گذشته، این رژیم هیچ راه و روش دیگری باقی نگذاشته. آیا از بازی اصلاحات و اعتدال قلابی چیزی عاید زنان ایران شد؟ هرگز. آیا تلاشهایی که برای اصلاح جزیی قوانین پرتبعیض صورت گرفت، فایدهیی داشت؟ هرگز. آیا سال بهسال حجم قوانین زنستیزانه بیشتر نشده؟ آیا سال به سال فرصت اشتغال زنان از دست نرفته؟ آیا سال بهسال زن ایرانی بیکارتر، مطرودتر و بیش از همیشه تحقیر نشده است؟…….
حجاب اجباری، برای به بندکشیدن زنان و سرکوب عمومی مردم
موضوع بعدی، این است که چرا آخوندها یکی از ابتداییترین حقوق زنان یعنی حق انتخاب پوشش را از آنها سلب کردهاند؟ آنها میگویند: این مطابق دستور اسلام است. در حالیکه تحمیل حجاب دقیقاً ضداسلام است. روی آوردن به دین، بر اساس انتخاب آزادانه و داوطلبانه هر فرد است. در قرآن آمده است: لااکراه فیالدین. پس هر چیزی که از روی تحمیل و زور باشد، برخلاف اسلام حقیقی است. میخواهد دین اجباری باشد یا حجاب اجباری. حجاب اجباری برضد اسلام است، برای بهبندکشیدن زنان است، برای سرکوب عموم مردم است.
وگرنه بهکار گرفتن ۲۶وزارتخانه و نهاد رژیم برای حجاب اجباری چه هدفی دارد؟ چرا هر روز حداقل دو هزار زن را در سراسر ایران دستگیر میکنند؟ تمام ماجرا این است که هر وقت میخواهند تنفس سیاسی جامعه را بند بیاورند، بگیر و ببند به بهانه بدحجابی را بیشتر میکنند.
زنان ایران از روز اول، فهمیدند که آخوندها چه هدفی دارند. بههمین دلیل در همان اسفند ۱۳۵۷زنان مجاهد در حالی که خودشان روسری داشتند، در تظاهرات اعتراضی علیه حجاب اجباری شرکت کردند. از روز اول، تحمیل حجاب به زنان، وسیله اختناق و سد کردن راه زنان بوده است و نه چیز دیگر……..
تاریخچه ۳۹ساله این رژیم، تاریخچه سرکوب زن ایرانی است و حالا زن ایرانی میخواهد این صفحه تاریک را از تاریخ ایران ورق بزند. بههمین دلیل قیام ایران، فقط برای براندازی یک نظام سیاسی نیست؛ بلکه قیامی است علیه بنیادگرایی و ارتجاع مذهبی، که منطقه را به خاک و خون کشیده است. این طلوع تازهیی است. طلوعی پر امید نه فقط برای مردم ایران، بلکه برای تمام مردم منطقه و جهان. زیرا ارتجاع و بنیادگرایی که در سال ۵۷با حاکمیت استبداد مذهبی در ایران متولد شد، در قیامهای ۹۶مرد و مردار شد.
مسئولیت زنان برای ادامه قیامها
خطاب من به زنان دلیری است که در قیامها فعالانه حضور داشتند. اوضاع کنونی ظرفیت ادامه قیامها را فراهم کرده است و پیام آن به شما زنان بپاخاسته این است که مسئولیت استمرار قیام را بر شانههای خود بگذارید. این مسئولیت از دو بخش مهم تشکیل شده است. اول: شکستن دیوار ترس و ناباوری، دوم سازمان دادن قیامها.
اجتماعات اعتراضی ماههای اخیر و در اوج آن قیامها، یک بار دیگر نشان داد که شما زنان شجاع، در لحظههای حساس توانستهاید اوضاع را تغییر دهید و باعث گسترش اعتراضها شوید.
نقش شما در این لحظات، تعیینکننده است. مسئولیت اخص شما شکستن فضای ترس، خفقان و ناباوری است. نقش شما این است که امید و جرأت مردم را احیا کنید و توان مقابله با سرکوب را در جوانان شعلهور نمایید. ……..
خواهران عزیزم، شما میتوانید دیوار ناباوری و ترس و ناامیدی را در هم بشکنید. بارها دیدهام که با دستان زنجیرکرده بههم در مقابل صفوف تظاهرات پیش میروید. این راه و رسم را ترویج کنید. این صف بهم پیوسته میتواند و باید آزادی و برابری را محقق کند.
دومین وظیفه شما زنان و دختران عزیزم، سازمان دادن است. قیام دی ماه نشان داد که لازمه پیشروی، سازمانیافتگی است. پس برای سازماندادن سایر خواهرانتان تلاش کنید.
بهزنان هموطن در همه شهرها بیاموزید که کانونها یعنی هزار اشرف را تشکیل دهند. به آنها بیاموزید که شوراهای مقاومت برپا کنند. به مادران بگویید اندوه ۳۹ساله دیگر کافی است. حالا زمان تشکیل شورای مقاومت مادران برای ادامه قیام است……..
سیاست آخوندها، سرکوب زنان و به انفعال کشاندن مردان است
میخواهم به مردان آزادیخواه ایران بهویژه جوانان، بگویم که خشم و بیزاری خود از رژیم آخوندی را با ایستادگی در برابر زنستیزی رژیم، همراه کنید. سیاست آخوندها، سرکوب زنان و به تسلیم و انفعالکشاندن مردان است. این سیاست را در هم بشکنید.
برادران پیشتاز شما در صفوف مجاهدین و مقاومت ایران، راه پیشرفت مبارزاتی و فکری خود را با محترم شمردن برابری زنان طی کردهاند. شما نیز برای دفاع از هویت انسانی خود، و برای دفاع از شخصیت زن ایرانی، در برابر آخوندها و سرکوب آنها به مبارزه برخیزید. در مقابل هر گونه تعرض به زنان، هرگز سکوت نکنید، هرگز تسلیم نشوید و هرگز تماشاچی نباشید. در برابر سرکوب و تحقیر زنان و جوانان بایستید…..
نقش تعیینکننده زنان ایران در تغییر به سوی آزادی
ما پیوسته بر این اعتقاد تأکید میکنیم که زن ایرانی نقش تعیینکننده در تغییر ایران بهسوی آزادی دارد. اما چگونه؟
موقعیت زن ایرانی را کسی به او نداده است. او این موقعیت را با رنج و خون و اراده آزدایخواهانه خود ساخته است؛ در شامگاه ۳۰خرداد سال ۶۰، خمینی ۱۲دختر مجاهد را اعدام کرد. تنها به این جرم که در تظاهرات۳۰خرداد شرکت کرده بودند. اغلب آنها کمتر از ۱۸سال داشتند و در موقع اعدام، حتی حاضر به گفتن نام خود نشدند. بعدها، دهها هزار زن مجاهد و مبارز دیگر بهخاطر مبارزه در راه آزادی مردم ایران، شکنجه شدند یا که بر سر دار رفتند.
راستی چرا خمینی شکنجهگاههای موسوم به واحدهای مسکونی را علیه زنان زندانی بهکار گرفت؟ چرا آنها را در قفس و تابوت محبوس کرد؟ زیرا در برابر مقاومت آنها، بارها و بارها شکست خورد. مقاومت زندانیان مجاهد و مبارز بهویژه زنان در سالهای۶۰تا ۶۷بهراستی از فرازهای پرافتخار تاریخ مقاومت برای آزادیاست. در سال ۶۷زنان و مردان مجاهد در مقابل دو انتخاب قرار گرفتند: یا تسلیم یا چوبههای دار. آنها با ایستادگی بر سرموضع خود و با دفاع از آرمان مجاهدین و مسعود جانهای خود را تقدیم کردند. پایداری در برابر خمینی با چنین بهایی دوام یافت.
در سالهای اول حاکمیت خمینی، دختران مجاهد و مبارز سد استواری در برابر او تشکیل دادند. در قدم بعد، دلاورانی همچون طاهره اسکندرنژاد یا اکرم خراسانی را میبینیم که پیشتاز نبرد با پاسداران در خیابانهای تهران بودند. در سازمان مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی، بالاترین مواضع فرماندهی را هدایت کردند. در نبردهای فروغ جاویدان، روحیه و تهاجمشان چنان دشمن را به وحشت انداخت که پس از سهدهه هنوز با ترس، از آن یاد میکند. طاهره طلوع از فرماندهان همان نبردها بود. پاسداران از فرط کینه، با زدن خنجری به قلب او، پیکرش را به صخرههای چهار زبر در کرمانشاه آویختند.
سپس زن ایرانی را در پایداری ۱۴ساله اشرف و لیبرتی میبینیم. و حالا در شورای مرکزی آنها در دل یک محاصره سخت و طولانی، دژ آزادی ایران را برپا کردند. و حالا همین دلاوریها را در حضور زنان در قیامها یا مقاومت و اعتصابغذای زندانیان سیاسی میبینیم.
جامعه ایران از یاد نخواهد برد که زنانی چون فاطمه امینی، مرضیه اسکویی، اعظم روحی آهنگران و اشرف شهیدان، چگونه با عزم و فداکاری خود برای انقلاب بهمن راه باز کردند. سلام بر همه آنها.
با همین پشتوانه است که میگوییم مرتجعین نمیتوانند مانع پیروزی زن ایرانی شوند. ……..
