به كمك پرويز ثابتي، «مقام امنيتي» رژيم شاه، وزارت اطلاعات، باندهاي سلطنت‌طلب را به خدمت گرفته است

ايران‌زمين شماره127- 15بهمن1375

كميسيون امنيت و ضد تروريسم شوراي ملي مقاومت ايران

چندي پيش با معرفي و تبليغ كتابي به قلم هوشنگ ازغندي، سرشكنجه‌گر ساواك شاه و سرپرست تيمهاي بازجويي از مجاهدين، در يكي از روزنامه‌هاي وابسته به بقاياي سلطنت، نمود جديدي از همدستي بقاياي ساواك شاه با وزارت اطلاعات شيخ، بارز شد. چرا كه در اين كتاب ياوه‌هاي تبليغاتي وزارت اطلاعات رژيم آخوندي عليه مجاهدين، عيناً از زبان يك سربازجوي ساواك شاه، تكرار و باز نويسي شده است.

در جستجوي منشأ اين محصول دورگه كه البته بيشتر نشان از شيخ دارد تا شاه ، حقايق بسياري درمورد ارتباطات بقاياي شاه با رژيم آخوندي بر مقاومت ايران آشكار گرديد. از جمله براساس اخبار موثقي كه از درون رژيم دريافت كرده‌ايم، جلب همكاري و به خدمت گرفتن بقاياي رژيم شاه، از مدتها قبل در دستور كار وزارت اطلاعات قرار داشته است. براساس اين اخبار وزارت اطلاعات اين طرح را از طريق باند ساواكيهاي درون اين وزارتخانه و به خدمت گرفتن ساواكيهاي فراري در خارج كشور به‌پيش برده است. در راس ساواكيهاي خارج كشور پرويز ثابتي، (مقام امنيتي شاه)، كه مشاور مخصوص رضا پهلوي است، براي پيشبرد اين طرح اشتياق و آمادگي خود را براي همكاري فعال با وزارت اطلاعات نشان داده است.

 بر اساس گزارشهاي مزبور، وزارت اطلاعات، ابتدا از طريق مزدوري به نام ساسان فر، كه در رژيم شاه يك وكيل ساواكي و در خارج كشور پيشكار پرويز ثابتي بود، به مقام امنيتي شاه نزديك شد.ولي به‌زودي معلوم گرديد كه پرويز ثابتي، خود در زمينهٌ ارائهٌ اين‌گونه خدمات به رژيم بسيار مشتاق و آماده است.

 البته وزارت اطلاعات كه علاوه بر ساسان‌فر از همكاري كاظم جفرودي، (سناتور شاه و مقيم پاريس)، و علي راست بين، (عامل وزارت اطلاعات در پاريس و رئيس حزب رستاخير شاه در دانشگاه تهران)، نيزبرخوردار بود، ابتدا قصد داشت برخي از باندهاي سلطنت طلب و رضا پهلوي را به خود وصل كند و با ايجاد يك تشكل سلطنت طلب كه در كنترل خودش باشد، ساير باندهاي بازماندگان شاه را تحت عنوان مذاكره، ديالوگ و… به‌خدمت بگيرد. اما از آن‌جا كه ايجاد يك تشكل نيازمند زمان بود و وزارت اطلاعات براي پياده كردن طرحش عجله داشت، بايد راه حل ديگري را جستجو مي‌كرد. از اين‌رو با استخدام مهرداد خوانساري و «سازمان مشروطه خواهان خط مقدم» او، وسيلهٌ پيشبرد سريع طرح «مذاكره» با سلطنت طلبان را پيدا كرد. مهرداد خوانساري كه در ارتباط نزديك با پرويز ثابتي قرار دارد، در جلسهٌ «مشروطه خواهان خط مقدم» كه در اواسط نوامبر گذشته در لندن برگزار شد، از تصميم باندش براي برقراري ديالوگ با رژيم صحبت كرد و عملاً هم آن‌را به مرحلهٌ اجرا گذاشت.

 لازم به‌ذكر است كه رضا پهلوي نيز از طريق مشاور خود (پرويز ثابتي)، به‌طور كامل در جريان «مذاكرات» و برنامه هايي كه توسط او و مهرداد خوانساري، همگام با ساواكيهاي شيخ و شاه در درون وزارت اطلاعات، در جهت منويات آخوند فلاحيان اجرا مي‌شد، قرار داشت و خودش از طريق رئيس دفترش (احمد اويسي) از ديگران مي‌خواست كه با خوانساري همكاري و به سود او تبليغ نمايند. علاوه براين، قرار مي‌شود كه به‌عنوان شرط لازم براي پيشرفت طرح، رضا پهلوي از هرگونه موضعگيري در قبال مسائل روز اساساً خودداري كرده و حتي در فعالترين شرايط سياسي عليه رژيم آخوندي كاملاً سكوت نمايد.

هم‌چنين براي پيشبرد اين طرح، پرويز ثابتي عده‌ي از ساواكيهاي سابق، ازجمله هوشنگ ازغندي را كه يكي از نزديكترين شكنجه گران به ثابتي است، به‌خدمت گرفته و آنان را در مسير رابطه و همكاري با رژيم قرار مي‌دهد. كتاب ازعندي، كه در ابتداي اين نوشته به آن اشاره شد، از محصولات همين پيوند است . شايان ذكر است كه ازغندي مأموريت يافته است‌كه كتاب ديگري هم در همين خط بنويسد و در اين زمينه از مطالب و به اصطلاح مدارك و اسنادي كه از كانال عوامل وزارت اطلاعات، نظير ناصر خواجه نوري، به دستش مي‌رسد استفاده كند. رسولي، يكي ديگر از بازجويان و شكنجه گران معروف و رهسپار، مزدور ديگر ساواك شاه نيز در اين طرح به خدمت گرفته شده‌اند. درحال حاضر رهسپار به عنوان پادو و رابط ناصر خواجه‌نوري در ارتباط با رسانه‌هاي ساواكيهاي مقيم لس آنجلس عمل مي‌كند و اطلاعيه‌هاي وزارت اطلاعات را به بقاياي ساواك مي‌رساند، چرا كه ازطريق مزدوران لورفته‌يي نظير خواجه نوري، نمي‌توان منشأ اين اطلاعيه‌ها را پرده پوشي كرد.

 اما از سوي ديگر بنا بر تصميم وزارت اطلاعات به‌رغم اين‌كه مهرداد خوانساري افشا شده است، ولي براي پيشبرد اين طرح، هم‌چنان مورد استفاده قرار خواهد گرفت. از اين‌رو وظائفي كه وزارت اطلاعات براي وي مشخص كرده است، در روزهاي اول سال نو مسيحي توسط ناصر خواجه نوري طي ملاقاتهايي كه در لندن داشته‌اند، به وي ابلاغ گرديد. به‌قرار اطلاع در اين ملاقاتها مزدور اجاره‌يي عليرضا نوري زاده نيز حضور داشته است.

 روند اجراي طرح وزارت اطلاعات

پس از مطرح شدن طرح «مذاكره» با رژيم در جلسهٌ مشروطه خواهان در لندن، مهرداد خوانساري در مصاحبه با يك خبرنگار، براي آغاز ديالوگ بارژيم اعلام آمادگي كرد و بدين ترتيب استارت اجراي طرح به‌شكل علني زده شد.

 شركت مهرداد خوانساري و ديگر سلطنت‌طلبان در سمينار وزارت اطلاعات كه روز 25اكتبر96 به كارگرداني خواجه‌نوري در لس‌آنجلس برگزار شد، همكاري عملي و خوش خدمتي اين باند سلطنت طلب با وزارت اطلاعات و طرحهايش عليه مجاهدين و مقاومت ايران بود، كه به‌عنوان اولين نتايج برقراري اين ديالوگ آشكار مي‌شد،‌چرا كه رژيم تنها نتيجه‌يي را كه از برقراري اين به‌اصطلاح ديالوگ دنبال مي‌كند، بسيج همهٌ اين پس‌مانده‌ها عليه مقاومت ايران است.

 در اواخر اكتبر كه مهرداد خوانساري براي دادن گزارش به پرويز ثابتي و شركت در سمينار وزارت اطلاعات به لس آنجلس رفته بود، دفتر رضا پهلوي، براي متقاعد ساختن برخي ديگر از سلطنت طلبان اقداماتي را انجام داد . از جمله آن‌طور كه در نيمروز 21دي75 آمده است :

 « بنا به اصرار احمد اويسي مشاور رضا پهلوي در اواخر اكتبر 96 در لس‌آنجلس ملاقاتي بين مهرداد خوانساري و اسدالله مروتي برگزار گرديد . در اين ملاقات مهرداد خوانساري كوشيد اسد الله مروتي را متقاعد سازد تا از اقدامات وي در راه برگزاري ديالوگ با جمهوري اسلامي پشتيباني كند » .

 نتيجهٌ عملي اين مذاكرات اين بود كه اسدالله مروتي كه در كمتر سميناري شركت مي‌كرد در سمينار وزارت اطلاعات در لس آنجلس حاضر شد و پرويز قاضي سعيد (اداره كننده سمينار) از او نام برد و در پوش تعريف و تمجيد از او در واقع اعلام كرد كه مروتي هم در آن سمينار حضور دارد .

 

پرويز ثابتي ، پس از جلب نظر باندهاي مشروطه خواه (البته با پشتوانه دفتر رضا پهلوي)، مهرداد خوانساري را براي تبليغ خط ديالوگ با رژيم به سوي رسانه ها فرستاد. مهرداد خوانساري در گفتگوهايي كه با رسانه‌ها انجام داد، ضمن دفاع از خط مذاكره با رژيم گفت كه با اين ديالوگ بايد شرايط را تغيير داد. نيمروز 21دي75 در اين زمينه نوشت:

«مهرداد خوانساري در سه مصاحبهٌ تلفني پي درپي كه از اواخر اكتبر تا اواسط دسامبر96 با اين نشريه (ايران‌بريف) انجام داد دلايل خود را در مورد ارائهٌ پيشنهاد براي برقراري گفتگو با رژيم اسلامي شرح داد. وي هم‌چنين تأييد كرد كه يك مقام وزارت اطلاعات و امنيت جمهوري اسلامي در اوايل اكتبر براي ملاقات با وي از تهران به آلمان آمده است. وي گفت اين امر در پي يك مصاحبهٌ وي كه طي آن برقراري ديالوگ بين اپوزيسيون و رژيم اسلامي را ضروري شمرده بود اتفاق افتاد… مقام مذكور خود را نماينده رژيم معرفي كرد و تمايل خود را در مورد انجام يك معامله با اپوزيسيون اعلام داشت. مهرداد خوانساري گفت: بدين ترتيب زمان براي انجام مذاكره آماده شده است… كنار زدن دكترين و فلسفهٌ ولايت فقيه مهمترين نكته‌يي است كه ما از آنها مي‌خواهيم، پس از آن خواهيم توانست نوعي رفرم دموكراتيك داشته باشيم» .

 اما بر اساس اطلاعات به‌دست آمده از درون رژيم، وزارت اطلاعات، پس از «سمينار» شكست خوردهٌ لس‌آنجلس ، در صدد استفادهٌ هرچه بيشتر از همين باند عليه مقاومت ايران برآمده است . اطلاعيه‌هاي وزارت اطلاعات عليه مقاومت ايران كه از طريق «حزب ملت ايران» و به نام همايون مقدم، سخنگوي برون مرزي اين حزب، صادر مي‌شد، تماماً توسط ناصر خواجه نوري به باند‌هاي ساواكي مي‌رسيد و از طريق آنها، به‌ويژه توسط رضا رهسپار، در اختيار رسانه‌هاي لس‌آنجلس قرار مي‌گرفت.

 از آن پس مهرداد خوانساري در محافل غربي نبز به صورت مبلغ خط مذاكره با رژيم آخوندي درآمده است. ازجمله مي‌توان به‌گفتگو و سخنراني وي در بنياد نيكسون براي متقاعد كردن آنان به پذيرش خط ديالوگ با رژيم اشاره كرد.

از سوي ديگر وزارت اطلاعات، پس از دوره كردن بقاياي رژيم شاه و به‌خدمت گرفتن باندهاي مربوطه، درصدد گسترش طرح «مذاكره» و «اپوزيسيون سازي» در خط همكاري با رژيم برآمد. به اين منظور، با استفاده از تجربياتي كه از كاركرد باند ساسانفر به‌دست آمده بود، سراغ ساير طيفهاي به اصطلاح اپوزيسيون، ازجمله ميانه‌بازها و چپ‌نماها رفت و براي تبليغ هرچه بيشتر علني براي خط همكاري و ديالوگ، «سمينار» لندن را در برنامه گذاشت. بدين منظور، مهرداد خوانساري با تك تك افراد مشخص شده وارد بحث شد و آنان‌را در جريان گذاشت و كليهٌ وسايل تشكيل سمينار و شركت آنان حتي بليت هواپيمايشان را تدارك ديد. هم‌چنين قطعنامهٌ كنگرهٌ مشروطه خواهان خط مقدم را كه در آن باب مذاكره با همه را بدون استثنا باز كرده بود، صادر كرد.

اما روند قضايا هدررفتن سرمايه گذاريها و رسوايي عوامل و پس مانده هاي شيخ و شاه و سوختن مدعيان كاذب اپوزيسيون را به اثبات رساند. زيرا در جامعه ما دافعه و تنفر بي پاياني نسبت به رژيم خميني و مزدوران و همكاران و مذاكره كنندگانش وجود‌دارد. اين تنفر عمومي باعث شد كه عوامل و مدافعان خط سازش و مذاكره با رژيم افشا شده و به لحاظ سياسي و اجتماعي به‌طور كامل بسوزند. ازجمله در اثر افشاي سمينار وزارت اطلاعات در لس آنجلس، توسط مقاومت ايران، اين طرح باشكست خفت‌آوري مواجه گرديد و ناصر خواجه نوري را بيش ازپيش و به طور كامل رسوا ساخت و سوزاند‌، به‌نحوي كه بعد از آن به‌هرتلاشي كه براي ورود به صحنه دست زد، با شكست روبه‌روشد. مزدوران ديگر مانند مهرداد خوانساري دستشان تا حدي رو شد. حتي عناصر معلوم الحالي نظير اسدالله مروتي از همان جلسه سمينار 25 اكتبر فهميدند كه هوا پس است و داستان سوختن كامل سياسي است. به اين جهت در سرنوشت ناصر خواجه نوري آينده خود را ديدند. اسدالله مروتي از همان آخر جلسه سمينار لس‌آنجلس پا به فرار گذاشت و…

 با افشا و سوختن مهره هاي فوق، چپ نماها و ميانه‌بازاني نظير خانبابا تهراني، بابك اميرخسروي، حسن شريعتمداري و… كه براي شركت در جلسهٌ دوم با نماينده‌هاي رژيم در لندن بليت خودرا هم دريافت داشته بودند، در آخرين لحظه از ترس دچار شدن به سرنوشت خوانساري، بليت خود را پس دادند و در لاك خود خزيدند و اكنون بعد از گذشت چند ماه هنوز سربرنياورده‌اند. تنها عاملي كه برا ي خوانساري در تداوم ملاقاتهايش با مأمورين رسمي وزارت اطلاعات باقي ماند، مزدور اجاره‌يي عليرضا نوري زاده بود. عامل رسوايي كه به گزارش يكي از نشريات رژيم (نشريه صبح‌ـ‌ديماه 75) تلاشهاي خود را براي بازگشت به زير قباي آخوندها آغاز كرده است.

 

از سوي ديگر با افشاي افتضاح رابطه با رژيم آخوندي، مرتبطان با وزارت اطلاعات و مدافعان خط مذاكره با رژيم آخوندي، از شدت رسوايي، چاره‌يي جز عقب نشيني و انكار نيافتند. تلاش مذبوحانه‌يي كه آب رفته و آبروي ناداشته را باز نخواهد گردانيد‌‌‌‌