مریم رجوی- بعد‌از يك قرن مبارزه براي آزادي، به‌ كجا رسيده‌ايم؟

مصاحبه با صداي مجاهد (۱۳۷۰ )

 آزادي، گرانبهاترين جواهر و پر‌قيمت‌ترين الماس سرخ‌رنگ در گنجينهٌ وجود و تاريخ ملتهاست. آزادي، جوهر تكامل و سيماي مميّزهٌ هويت انساني است، چرا كه مضمون و پيام تاريخ انسان، گذار آگاهانه و پركشاكش، از قلمرو اجبار و ضرورت، به قلمرو اختيار و آزادي است. امّا الماس سرخ‌رنگ آزادي، به رايگان به‌دست نمي‌آيد. بايد آن‌را با رنجها و رزمها و با عشق و صدق و فدا به‌دست آورد. بايستي براي آن سلاح برداشت و جنگيد و قرباني داد.بايستي دست از‌جان شست، عزم جزم كرد و با پاي سر، در محيط توفانزا، براي سالها، در قفاي آزادي دويد، سر به پاي آزادي گذاشت و دامن محبت را به خون رنگين کرد.

اما سؤال اساسی: بعد‌از يك قرن مبارزه براي آزادي، به‌ كجا رسيده‌ايم؟

من مي‌خواهم بر اين حقيقت تأكيد كنم كه ما بيش از هميشه به آزادي نزديكيم. مقاومت ما، شايستگي ملت سرفراز ما را براي آزادي بيش ‌از هميشه و درخشانتر از هميشه ثابت و آزادي براي ما رؤيايي دست ‌نيافتني نيست، مقاومت مردم ما ديو استبدادمذهبي وسياسي را در محاصره انداخته است.

به‌نظر من آزادي در دسترس، و فرداي روشني كه در پيش‌رو داريم. قطعی و بدون تردید است. من در طلوع آزادی هيچ ترديدي ندارم. چرا كه خورشيد آزادي را در مقاومت اين نسل ديده‌ام.

در كار انقلاب و مبارزه، هم كين هست و هم عشق، هم تضاد وجود دارد و هم وحدت،‌ هم درهم‌ كوبيدن دشمن هست و هم سازندگي و آباداني ميهن. حالا بايد ديد كه هر كس يا هر نيرو عملاً به كدام‌يك از اينها اصالت مي‌دهد؟ براي ما طبعاً اصالت با وحدت، عشق، و رحمت و سازندگي و تكامل است.‌ يعني ما عوامل منفي را هم از اين طريق باید و مي‌توانيم از سر راه برداريم. ‌بنابراين من فكر مي‌كنم خيلي نياز است كه به آن‌چه فردا مي‌خواهيم بسازيم، فكر كنيم. براي از ميان برداشتن دشمن ضدبشري كينهٌ انقلابي نسبت به ارتجاع خميني‌‌ـ براي پيشبرد مبارزه و به مقصد رساندن بار انقلاب خيلي لازم، ولي كافي نيست. در عمل ديديم آنهايي كه فقط از كينه برخوردار بودند وسط راه ماندند.‌

براي مبارزه با خميني و معيارهاي ضدانساني آن، بايد به ارزشهاي مردمي، به يگانگي و رهايي عشق ورزيد.‌ ويرانيهاي خميني را بايد با برانگيختن شوق سازندگي جبران كرد. اين روح و مضموني‌ست كه بايد بعد از سرنگوني به ميان مردم ببريم والا آن‌قدر  ويراني و خرابي بسيار است كه از عهدهٌ‌ آن برنخواهيم آمد.‌

بايد با سعهٌ صدر، با روح رحمت و گشايش به ميان مردم برويم.‌ بگذاريم آزاد باشند، خودشان پا پيش بگذارند و آزادانه رأي بدهند و انتخاب كنند و به‌جاي كينه و انتقام و بگير و ببند، روح تفاهم و گذشت و برانگيختن شوق سازندگي و همبستگي ملي، دردها و زخمهاي ناشي از حاكميت خميني را علاج كند.